تبلیغات
مقالات و گفتگو های فرهنگی - ناگفته هایی از آیت الله صالحی نجف آبادی
چهارشنبه 2 دی 1388

ناگفته هایی از آیت الله صالحی نجف آبادی

   نوشته شده توسط: شهاب    

حامد شفیعی

-آشنایی جنابعالی با مرحوم آیت الله حاج شیخ نعمت الله صالحی نجف آبادی مربوط به چه زمانی است؟

سرآغاز آشنایی من با آیت الله صالحی نجف آبادی با مطالعه کتاب پرماجرای «شهید رجایی» به سال 1353 برمی گردد. ولی نخستین دیدار اینجانب با ایشان در سال 1355 بود که پس از گفت وگوی ابتدایی مجذوب مقام علمی و اخلاقی به ویژه تواضع و فروتنی او شدم و سپس در جرگه شاگردان او درآمدم. فراموش نمی کنم در ابتدای دیدار نخست پس از احوالپرسی نامم را پرسید و گفت؛ کلمه «کوشا» چه صیغه یی است؟ بلافاصله گفتم؛ صفت فاعلی. سپس پرسید؛ با چه هدفی به حوزه علمیه قم آمده یی؟ گفتم؛ می خواهم اسلام را بفهمم و بفهمانم. گفت؛ همین؟ گفتم؛ آری «دانستن» و «آگاه کردن» برای من انگیزه اصلی زندگانی است. از جواب های صریح من اظهار مسرت فراوان کرد.


-مقام علمی او را چگونه می دانید؟

برای پی بردن به مقام علمی هر دانشمندی پیش از طرح سوالات علمی باید از استادان و مربیان او سراغ گرفت که چه کسانی بوده اند. مرحوم صالحی نجف آبادی دست پرورده استادان بزرگی همچون آیت الله حاج آقا رحیم ارباب اصفهانی و آیت الله العظمی حاج آقا حسین بروجردی است. نوآوری های فقهی و شرح صدر و بینش باز او ریشه در تعلیمات پرارج و ارزش این دو فقیه برجسته دارد. او بارها ضمن تدریس از مقام علمی به ویژه ابتکارات علمی و نکته سنجی و دقت آیت الله بروجردی سخن به میان می آورد و تاکید می کرد شیوه تحقیق را از آیت الله بروجردی آموخته است. از فقاهت و شیوه تدریس و کیفیت ورود به بحث و خروج از آن و تکیه بر استقلال علمی و اعتماد به نفس از آقای بروجردی زیاد سخن به میان می آورد که در مباحث علمی صرفاً نباید نقال بود بلکه باید طالب علم خود به استنباط بپردازد. می گفت آیت الله بروجردی به شاگردان متشکل حلقه درس می گفت اینکه می گویی فلان و بهمان چنین و چنان گفته اند به جای خود، ولی تو خودت چه می گویی و با این شیوه افراد را وادار به تحقیق و دستیابی به اظهارنظر خاص اجتهادی خودشان می کرد. مرحوم صالحی می گفت اگر آن شیوه دقیق و باریک بینی و نکته سنجی های آقای بروجردی نبود، من موفق به تالیف کتاب «شهید جاوید» نمی شدم. دقت های علمی آن استاد بزرگ مرا واداشت در هر موضوعی که وارد شوم به گونه اجتهادی به بحث و قلم فرسایی بپردازم و دامن تقلید را رها کنم و وارد عرصه تحقیق و آزاداندیشی شوم.

-آیا دیدگاه های آیت الله بروجردی سبب شد ایشان به تالیف کتاب «شهید جاوید» دست یازند؟

شیوه بحث علمی آیت الله بروجردی ایشان را به جانب تحقیق سوق داده بود نه اینکه به گونه خاص او را وادار به نوشتن چنین کتابی کرده باشد. به عنوان مثال در مباحث فقهی، آیت الله بروجردی اکتفا به شرح و بسط اقوال فقهای شیعه نمی کرد بلکه در ضمن آن به بررسی آرای فقهای اهل سنت آن هم به طور دقیق و عمیق می پرداخته و عملاً «فقه مقارن» را در حوزه قم رسمیت می بخشیده است. او با این شیوه جدید ذهن و زبان طلاب را وارد عرصه وسیع تری می کرده و دیدگاه آنان را توسعه می داده و آنان را از محدوده حوزه قم متوجه گستره دنیای اسلام می کرده است.

-آیا اندیشه های آقای صالحی درباره قیام عاشورا متاثر از شخصیت هایی خاص بوده است؟

مرحوم آقای صالحی می گفت سخنان متناقض و دیدگاه های خلاف عقل و منطق و آرای سست و احیاناً خرافی شماری از گویندگان و از طرفی متون به ظاهر متضاد درباره قیام امام حسین(ع) بیش از هر چیز دیگر مرا وادار به مطالعه و بررسی همه جانبه درباره قیام آن حضرت کرد و تصمیم گرفتم همه آرا و نظریات را جمع آوری کنم و همه منابع و مآخذ را مورد بررسی قرار دهم تا به یک نظر معقول و منطقی که با روح قرآن و سنت پیامبر و امیرالمومنین و اهل بیت اطهار آن حضرت منطبق و هم جهت باشد دست یابم. لذا ایشان قاطعانه و با یک دنیا اعتماد به نفس می گفت؛ من در موضوع قیام امام حسین(ع) نسبت به آنچه دیده ام و شنیده ام و خوانده ام خود را اعلم می دانم و تاکنون هیچ کس به اندازه من در این باره همه جوانب مساله را مورد دقت و بررسی قرار نداده است. به هرحال او در تحقیق خویش به جایی رسیده بود که به یقین و باور قطعی رسیده بود و مسیری که طی کرده بود مسیری استدلالی و اجتهادی بود نه تقلیدی و بازنویسی آرای دیگران.

-شیوه تحقیق مرحوم صالحی نجف آبادی را چگونه ارزیابی می کنید؟

واقع مطلب این است که سبک و سیاق تحقیقی آقای صالحی با سبک و سیاق حوزویان و حتی دانشگاهیان تا حدودی متفاوت است. دیدگاه های او در این باره منحصر به فرد و ویژه خود اوست. مرحوم آیت الله صالحی عنصر «عقل» را در استنباط همه مسائل چه فقهی و چه تفسیری و چه تاریخی و اجتماعی سرلوحه کار خود می دانست و بارها می گفت هرگاه متنی را دیدید که خلاف عقل است حداقل درباره اصالت آن شک کنید البته «خلاف عقل» چیزی است و «مافوق عقل» چیز دیگر. نمونه های بارز این دیدگاه در اکثر آثار او آشکار و هویداست. به عنوان مثال مباحثی چون الف- بحثی در طهارت و نجاست ب- بحثی در اخبار کر ج- بحثی در طهارت کافر د- بحثی در آیه محاربه و احکام فقهی آن هـ- مباحث مربوط به جهاد در اسلام و- تفسیر سوره یوسف ز- فلسفه قیام امام حسین(ع) در کتاب «شهید جاوید». ویژگی دیگر آن مرحوم در نگارش، نقد و بررسی دقیق احادیث است. او در این باره سخت متاثر از آیت الله بروجردی بود و خود نیز بارها آن شیوه را می ستود. احادیث و اخبار را از جهت متن، سند و دلالت با دقت تمام مورد بررسی قرار می داد و از همه مهم تر «مصب» و «مورد» احادیث را از جهت زمانی و مکانی مورد مطالعه همه جانبه قرار می داد و خوش باوری و تقلید را کنار می گذاشت و تنها به کشف واقع می اندیشید و درایت را لازمه فهم صحیح روایت می دانست. مرعوب نشدن در مقابل چهره های ممتاز علمی و اجتماعی در مقام تحقیق از ویژگی های بارز آیت الله صالحی نجف آبادی بود. هرگز عظمت علمی بزرگان او را از مسیر تحقیق بی طرفانه تحت تاثیر قرار نمی داد. نقد عالمانه نظریات شماری از شخصیت های حوزوی در شماری از آثار او کاملاً نمایان است.

آزاداندیشی به تمام معنا در عمق افکار و اندیشه های او موج می زد. آزاد اندیشی در فقه، تفسیر، کلام، تاریخ و مسائل اجتماعی از دیگر ویژگی های آن مرحوم بود. در این باره کافی است به کتاب «مجموعه مقالات» او بنگرید.

استقلال علمی او که همراه با عفت قلم و نثر روان و استوارش بود وجهه حوزوی او را ممتاز و برجسته ساخته بود. او بیش از نوشتن به اندیشیدن می پرداخت و به کارهای نیمه تمام و نارسا اعتنایی نمی کرد. کم می نوشت اما پخته و سخته می نوشت. حجم آثار او نسبت به بسیاری از نویسندگان اندک است اما سرشار از پختگی و دقت و توام با فخامت و استواری است. کلمه به کلمه و جمله به جمله نوشته های او حساب شده و از روی تامل و تانی است. او همیشه به کیفیت می اندیشید نه کمیت.

-کتاب شهید جاوید فلسفه قیام امام حسین(ع) را چه چیزی می داند؟

مولف «شهید جاوید» در این تحقیق نظر دو عالم بزرگ شیعی یعنی سیدمرتضی علم الهدی و شیخ طوسی را در کتاب «تلخیص الشافی» سوژه کار خود قرار داده است.

«شهید جاوید» دارای پنج بخش و یک خاتمه است. عنوان بخش های آن عبارتند از؛ 1- علل قیام 2- ماهیت قیام 3- مراحل قیام 4- هدف قیام و نتایج و آثار آن.

او پس از بحث و بررسی های همه جانبه به این نتیجه رسیده است که هدف نهایی قیام امام حسین(ع) تشکیل حکومت اسلامی بوده است. آن هم حکومتی بر مبنای حکومت پیامبر اسلام(ص) و علی(ع). آنگاه می نویسد؛ «پیروزی نظامی برای امام مطلوب درجه یک و صلح شرافتمندانه مطلوب درجه دو و شهادت مطلوب درجه سه بوده است، ولی برای کشته شدن هیچ گونه فعالیتی نکرد بلکه این عمال حکومت بودند که فرزند پیغمبر را کشتند و چنین خسارت بزرگی را بر جهان اسلام وارد ساختند.» (ص159)

-دیدگاه آقای صالحی نجف آبادی نسبت به جامعه کنونی به ویژه انقلاب اسلامی را چگونه ارزیابی می کنید؟

نگاه مرحوم صالحی در مورد جامعه و نیازهای آن نگاهی واقع بینانه و باز بود نه دگم و بسته. او مبنای مدیریت جامعه کنونی را مبتنی بر «مشورت» و «خردورزی» می دانست و در تمام نوشته ها و اظهاراتش خردورزی و تحمل مخالفان را مبنای اصلاح گری قلمداد می کرد. نامه مبسوط او به رئیس مجلس شورای اسلامی در زمان جنگ درباره کنفرانس طائف گویای چنین دیدگاهی است. او از طرفداران سرسخت امام خمینی(ره) و از مروجان پیشتاز آن بزرگوار بود تا جایی که به خاطر دفاع از او به سه سال تبعید در شهرهای دوردست محکوم شد و در این باره متحمل رنج فراوانی شد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم تا آخرین لحظه حیات وفادار به انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) باقی ماند و کتاب «ولایت فقیه حکومت صالحان» را در ضرورت تشکیل حکومت اسلامی نگاشت و نقش مردم را در فعلیت و تحقق چنین حکومتی امری اساسی و محوری به حساب آورد.

-آیا پس از کتاب «شهید جاوید» تاکنون اثری جدید در موضوع قیام امام حسین(ع) که بتواند به صورت استدلالی فلسفه قیام را بررسی کند، سراغ دارید؟

در میان آثار مکتوبی که درباره قیام امام حسین(ع) به رشته تحریر درآمده است معمولاً «ابعاد عاطفی» در بررسی قیام بیشتر مدنظر قرار گرفته تا «منهج عقلانی». و عمده امتیاز کتاب «شهید جاوید» لحاظ کردن «منهج عقلانی» در تحلیل و بررسی این قیام جاودانه است و تا زمان تالیف این اثر کتابی با این سبک و سیاق به شیوه استدلالی آن هم با نقد و بررسی همه جانبه اخبار دیده نمی شود. اما پس از آن تنها کتابی که تا حدودی به آن سمت و سو نزدیک شده و مبنای پژوهش را بر دلیل و برهان مبتنی کرده اثری است به نام «عاشوراپژوهی» درباره هدف امام حسین(ع) به قلم نویسنده توانا آقای محمد اسفندیاری که در سال 1387 توسط نشر صحیفه خرد در قم انتشار یافته است. شاکله این کتاب متاثر از «شهید جاوید» است و کم و بیش در همان سمت و سو به تحلیل و تفسیر می پردازد. این اثر با نثری روان و استوار دارای سه بخش است؛ 1- هدف شناسی امام حسین(ع) 2- کوفه انتخاب درست امام 3- دیدگاه گذشتگان. به گمان اینجانب پس از «شهید جاوید» این کتاب در میان آثار گوناگونی که نگارش یافته اثری معقول و موفق به شمار می رود و نویسنده آن درخور تحسین و تشویق است.

-با توجه به اشاعه بعضی از خرافات در عزاداری ها و تحریفات عاشورا در شرایط کنونی چه کتاب هایی را به خوانندگان برای مطالعه توصیه می کنید؟

حداقل دو کتاب در این باره می تواند برای دفع خرافات و آگاهی از تحریفات عاشورا مفید واقع شود؛ 1- کتاب «لولو و مرجان» از مرحوم میرزا حسین نوری طبرسی استاد مرحوم شیخ عباس قمی که بارها چاپ و منتشر شده است. 2- کتاب «عاشورا، عزاداری و تحریفات» که به کوشش مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در سال 1386 توسط نشر صحیفه خرد در قم انتشار یافته است.



-مقام علمی او را چگونه می دانید؟

برای پی بردن به مقام علمی هر دانشمندی پیش از طرح سوالات علمی باید از استادان و مربیان او سراغ گرفت که چه کسانی بوده اند. مرحوم صالحی نجف آبادی دست پرورده استادان بزرگی همچون آیت الله حاج آقا رحیم ارباب اصفهانی و آیت الله العظمی حاج آقا حسین بروجردی است. نوآوری های فقهی و شرح صدر و بینش باز او ریشه در تعلیمات پرارج و ارزش این دو فقیه برجسته دارد. او بارها ضمن تدریس از مقام علمی به ویژه ابتکارات علمی و نکته سنجی و دقت آیت الله بروجردی سخن به میان می آورد و تاکید می کرد شیوه تحقیق را از آیت الله بروجردی آموخته است. از فقاهت و شیوه تدریس و کیفیت ورود به بحث و خروج از آن و تکیه بر استقلال علمی و اعتماد به نفس از آقای بروجردی زیاد سخن به میان می آورد که در مباحث علمی صرفاً نباید نقال بود بلکه باید طالب علم خود به استنباط بپردازد. می گفت آیت الله بروجردی به شاگردان متشکل حلقه درس می گفت اینکه می گویی فلان و بهمان چنین و چنان گفته اند به جای خود، ولی تو خودت چه می گویی و با این شیوه افراد را وادار به تحقیق و دستیابی به اظهارنظر خاص اجتهادی خودشان می کرد. مرحوم صالحی می گفت اگر آن شیوه دقیق و باریک بینی و نکته سنجی های آقای بروجردی نبود، من موفق به تالیف کتاب «شهید جاوید» نمی شدم. دقت های علمی آن استاد بزرگ مرا واداشت در هر موضوعی که وارد شوم به گونه اجتهادی به بحث و قلم فرسایی بپردازم و دامن تقلید را رها کنم و وارد عرصه تحقیق و آزاداندیشی شوم.

-آیا دیدگاه های آیت الله بروجردی سبب شد ایشان به تالیف کتاب «شهید جاوید» دست یازند؟

شیوه بحث علمی آیت الله بروجردی ایشان را به جانب تحقیق سوق داده بود نه اینکه به گونه خاص او را وادار به نوشتن چنین کتابی کرده باشد. به عنوان مثال در مباحث فقهی، آیت الله بروجردی اکتفا به شرح و بسط اقوال فقهای شیعه نمی کرد بلکه در ضمن آن به بررسی آرای فقهای اهل سنت آن هم به طور دقیق و عمیق می پرداخته و عملاً «فقه مقارن» را در حوزه قم رسمیت می بخشیده است. او با این شیوه جدید ذهن و زبان طلاب را وارد عرصه وسیع تری می کرده و دیدگاه آنان را توسعه می داده و آنان را از محدوده حوزه قم متوجه گستره دنیای اسلام می کرده است.

-آیا اندیشه های آقای صالحی درباره قیام عاشورا متاثر از شخصیت هایی خاص بوده است؟

مرحوم آقای صالحی می گفت سخنان متناقض و دیدگاه های خلاف عقل و منطق و آرای سست و احیاناً خرافی شماری از گویندگان و از طرفی متون به ظاهر متضاد درباره قیام امام حسین(ع) بیش از هر چیز دیگر مرا وادار به مطالعه و بررسی همه جانبه درباره قیام آن حضرت کرد و تصمیم گرفتم همه آرا و نظریات را جمع آوری کنم و همه منابع و مآخذ را مورد بررسی قرار دهم تا به یک نظر معقول و منطقی که با روح قرآن و سنت پیامبر و امیرالمومنین و اهل بیت اطهار آن حضرت منطبق و هم جهت باشد دست یابم. لذا ایشان قاطعانه و با یک دنیا اعتماد به نفس می گفت؛ من در موضوع قیام امام حسین(ع) نسبت به آنچه دیده ام و شنیده ام و خوانده ام خود را اعلم می دانم و تاکنون هیچ کس به اندازه من در این باره همه جوانب مساله را مورد دقت و بررسی قرار نداده است. به هرحال او در تحقیق خویش به جایی رسیده بود که به یقین و باور قطعی رسیده بود و مسیری که طی کرده بود مسیری استدلالی و اجتهادی بود نه تقلیدی و بازنویسی آرای دیگران.

-شیوه تحقیق مرحوم صالحی نجف آبادی را چگونه ارزیابی می کنید؟

واقع مطلب این است که سبک و سیاق تحقیقی آقای صالحی با سبک و سیاق حوزویان و حتی دانشگاهیان تا حدودی متفاوت است. دیدگاه های او در این باره منحصر به فرد و ویژه خود اوست. مرحوم آیت الله صالحی عنصر «عقل» را در استنباط همه مسائل چه فقهی و چه تفسیری و چه تاریخی و اجتماعی سرلوحه کار خود می دانست و بارها می گفت هرگاه متنی را دیدید که خلاف عقل است حداقل درباره اصالت آن شک کنید البته «خلاف عقل» چیزی است و «مافوق عقل» چیز دیگر. نمونه های بارز این دیدگاه در اکثر آثار او آشکار و هویداست. به عنوان مثال مباحثی چون الف- بحثی در طهارت و نجاست ب- بحثی در اخبار کر ج- بحثی در طهارت کافر د- بحثی در آیه محاربه و احکام فقهی آن هـ- مباحث مربوط به جهاد در اسلام و- تفسیر سوره یوسف ز- فلسفه قیام امام حسین(ع) در کتاب «شهید جاوید». ویژگی دیگر آن مرحوم در نگارش، نقد و بررسی دقیق احادیث است. او در این باره سخت متاثر از آیت الله بروجردی بود و خود نیز بارها آن شیوه را می ستود. احادیث و اخبار را از جهت متن، سند و دلالت با دقت تمام مورد بررسی قرار می داد و از همه مهم تر «مصب» و «مورد» احادیث را از جهت زمانی و مکانی مورد مطالعه همه جانبه قرار می داد و خوش باوری و تقلید را کنار می گذاشت و تنها به کشف واقع می اندیشید و درایت را لازمه فهم صحیح روایت می دانست. مرعوب نشدن در مقابل چهره های ممتاز علمی و اجتماعی در مقام تحقیق از ویژگی های بارز آیت الله صالحی نجف آبادی بود. هرگز عظمت علمی بزرگان او را از مسیر تحقیق بی طرفانه تحت تاثیر قرار نمی داد. نقد عالمانه نظریات شماری از شخصیت های حوزوی در شماری از آثار او کاملاً نمایان است.

آزاداندیشی به تمام معنا در عمق افکار و اندیشه های او موج می زد. آزاد اندیشی در فقه، تفسیر، کلام، تاریخ و مسائل اجتماعی از دیگر ویژگی های آن مرحوم بود. در این باره کافی است به کتاب «مجموعه مقالات» او بنگرید.

استقلال علمی او که همراه با عفت قلم و نثر روان و استوارش بود وجهه حوزوی او را ممتاز و برجسته ساخته بود. او بیش از نوشتن به اندیشیدن می پرداخت و به کارهای نیمه تمام و نارسا اعتنایی نمی کرد. کم می نوشت اما پخته و سخته می نوشت. حجم آثار او نسبت به بسیاری از نویسندگان اندک است اما سرشار از پختگی و دقت و توام با فخامت و استواری است. کلمه به کلمه و جمله به جمله نوشته های او حساب شده و از روی تامل و تانی است. او همیشه به کیفیت می اندیشید نه کمیت.

-کتاب شهید جاوید فلسفه قیام امام حسین(ع) را چه چیزی می داند؟

مولف «شهید جاوید» در این تحقیق نظر دو عالم بزرگ شیعی یعنی سیدمرتضی علم الهدی و شیخ طوسی را در کتاب «تلخیص الشافی» سوژه کار خود قرار داده است.

«شهید جاوید» دارای پنج بخش و یک خاتمه است. عنوان بخش های آن عبارتند از؛ 1- علل قیام 2- ماهیت قیام 3- مراحل قیام 4- هدف قیام و نتایج و آثار آن.

او پس از بحث و بررسی های همه جانبه به این نتیجه رسیده است که هدف نهایی قیام امام حسین(ع) تشکیل حکومت اسلامی بوده است. آن هم حکومتی بر مبنای حکومت پیامبر اسلام(ص) و علی(ع). آنگاه می نویسد؛ «پیروزی نظامی برای امام مطلوب درجه یک و صلح شرافتمندانه مطلوب درجه دو و شهادت مطلوب درجه سه بوده است، ولی برای کشته شدن هیچ گونه فعالیتی نکرد بلکه این عمال حکومت بودند که فرزند پیغمبر را کشتند و چنین خسارت بزرگی را بر جهان اسلام وارد ساختند.» (ص159)

-دیدگاه آقای صالحی نجف آبادی نسبت به جامعه کنونی به ویژه انقلاب اسلامی را چگونه ارزیابی می کنید؟

نگاه مرحوم صالحی در مورد جامعه و نیازهای آن نگاهی واقع بینانه و باز بود نه دگم و بسته. او مبنای مدیریت جامعه کنونی را مبتنی بر «مشورت» و «خردورزی» می دانست و در تمام نوشته ها و اظهاراتش خردورزی و تحمل مخالفان را مبنای اصلاح گری قلمداد می کرد. نامه مبسوط او به رئیس مجلس شورای اسلامی در زمان جنگ درباره کنفرانس طائف گویای چنین دیدگاهی است. او از طرفداران سرسخت امام خمینی(ره) و از مروجان پیشتاز آن بزرگوار بود تا جایی که به خاطر دفاع از او به سه سال تبعید در شهرهای دوردست محکوم شد و در این باره متحمل رنج فراوانی شد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم تا آخرین لحظه حیات وفادار به انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) باقی ماند و کتاب «ولایت فقیه حکومت صالحان» را در ضرورت تشکیل حکومت اسلامی نگاشت و نقش مردم را در فعلیت و تحقق چنین حکومتی امری اساسی و محوری به حساب آورد.

-آیا پس از کتاب «شهید جاوید» تاکنون اثری جدید در موضوع قیام امام حسین(ع) که بتواند به صورت استدلالی فلسفه قیام را بررسی کند، سراغ دارید؟

در میان آثار مکتوبی که درباره قیام امام حسین(ع) به رشته تحریر درآمده است معمولاً «ابعاد عاطفی» در بررسی قیام بیشتر مدنظر قرار گرفته تا «منهج عقلانی». و عمده امتیاز کتاب «شهید جاوید» لحاظ کردن «منهج عقلانی» در تحلیل و بررسی این قیام جاودانه است و تا زمان تالیف این اثر کتابی با این سبک و سیاق به شیوه استدلالی آن هم با نقد و بررسی همه جانبه اخبار دیده نمی شود. اما پس از آن تنها کتابی که تا حدودی به آن سمت و سو نزدیک شده و مبنای پژوهش را بر دلیل و برهان مبتنی کرده اثری است به نام «عاشوراپژوهی» درباره هدف امام حسین(ع) به قلم نویسنده توانا آقای محمد اسفندیاری که در سال 1387 توسط نشر صحیفه خرد در قم انتشار یافته است. شاکله این کتاب متاثر از «شهید جاوید» است و کم و بیش در همان سمت و سو به تحلیل و تفسیر می پردازد. این اثر با نثری روان و استوار دارای سه بخش است؛ 1- هدف شناسی امام حسین(ع) 2- کوفه انتخاب درست امام 3- دیدگاه گذشتگان. به گمان اینجانب پس از «شهید جاوید» این کتاب در میان آثار گوناگونی که نگارش یافته اثری معقول و موفق به شمار می رود و نویسنده آن درخور تحسین و تشویق است.

-با توجه به اشاعه بعضی از خرافات در عزاداری ها و تحریفات عاشورا در شرایط کنونی چه کتاب هایی را به خوانندگان برای مطالعه توصیه می کنید؟

حداقل دو کتاب در این باره می تواند برای دفع خرافات و آگاهی از تحریفات عاشورا مفید واقع شود؛ 1- کتاب «لولو و مرجان» از مرحوم میرزا حسین نوری طبرسی استاد مرحوم شیخ عباس قمی که بارها چاپ و منتشر شده است. 2- کتاب «عاشورا، عزاداری و تحریفات» که به کوشش مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در سال 1386 توسط نشر صحیفه خرد در قم انتشار یافته است.