تبلیغات
مقالات و گفتگو های فرهنگی - هشدار نسبت به جامعه ای که در آن اندیشه سوزی باب شود
یکشنبه 27 دی 1388

هشدار نسبت به جامعه ای که در آن اندیشه سوزی باب شود

   نوشته شده توسط: شهاب    

شفاف ـ محمد تاجیک :شهرداری شهر مورسیای اسپانیا جایزه‌ ابن عربی را امسال و در روز 25 بهمن به «مجید مجیدی» به عنوان اولین سینماگری كه این جایزه را دریافت می‌كند، اهدا خواهد كرد.

بر اساس گزارشی که خبرگزاری فارس منتشر کرده ، شهرداری شهر مورسیای اسپانیا جایزه‌ای به نام ابن عربی (فیلسوف برجسته مسلمان) تعیین نموده و هرساله به یكی از هنرمندانی كه مجموعه آثارشان معطوف به جهات روحانی انسان و اخلاق شریفه باشد اهدا می‌كند.

این جایزه در 14 فوریه مطابق 25 بهمن ماه توسط شهردار مورسیا (محل تولد ابن عربی) به مجید مجیدی به عنوان اولین سینماگری كه این جایزه را دریافت می‌كند، اهدا خواهد شد.


اسپانیا در قرن ششم و هفتم هجری از مهمترین مراكز تمدن اسلامی بوده است به همین جهت طی چند روز مجموعه ای از آثار مجید مجیدی در شهر مورسیای اسپانیا به نمایش درآمده و در مراسمی ویژه با حضور شخصیت‌های مهم فرهنگی و هنری، این نشان به مجیدی اهدا خواهد شد.

/درباره ابن عربی/


براساس اطلاعاتی که در ویکی پدیا منتشر شده ابوبکر محمّد بن علی بن محمّد بن احمد بن عبدالله بن حاتم طائی از عارفان بزرگ است. وی در سال ۵۶۰ (ه.ق.) در شهر مورسیای اسپانیا به‌دنیا آمد.پدرش علی بن محمد از امامان فقه و حدیث و از بزرگان زهد و پرهیز و تصوف بود و جدش نیز یکی از قضات اندلسی بود. از جملهٔ مشهورترین القابش شیخ‌الاکبر، و محی‌الدّین است، به ابن‌افلاطون و ابن‌سُراقه (در اندلس) هم معروف بود، و در شرق به ابن عربی شهرت دارد. ابن عربی در ۲۸ ربیع الثانی ۶۳۸ قمری مطابق با ۱۶ نوامبر ۱۲۴۰ میلادی در دمشق در سن ۷۸ سالگی درگذشت.

/روحی تشنه حقایقی غیبی/


ابن‌ عربی‌ از همان‌ آغاز جوانی‌ دارای‌ دلی‌ تپنده‌ در آرزوی‌ آنچه‌ فراسوی‌ جهان‌ محسوس‌ و مادی‌ است‌ و روحی‌ تشنة حقایق‌ غیبی‌ و عواطفی‌ پر هیجان‌ و اندیشه‌ای‌ عرفان‌ جو بوده‌ است‌، چنانکه‌ در این‌ رهگذر جوانه‌های‌ بینش‌ عرفانی‌ در درونش‌ سر برمی‌زده‌ و حالات‌ و مکاشفاتی‌ برایش‌ دست‌ می‌داده‌ که‌ انگیزة شگفتی‌ دیگران‌ و تحسین‌ آنان‌ می‌شده‌ است‌. ابن‌ عربی‌ در مراحل‌ سلوک‌ و آموزش‌ و اجتهاد عرفانی‌ خود از شیوخ‌ نامدار عصر خود بهره‌ گرفته‌ و زمانی‌ را در خدمت‌ آنان‌ گذرانده‌ است‌. وی‌ احوال‌ و مقامات‌ این‌ شیوخ‌ را در جاهای‌ پراکنده‌ از فتوحات‌ وصف‌ می‌کند و نیز در دو نوشتة خود رسالة روح‌ القدس‌ فی‌ محاسبة النفس‌ و الدرة الفاخرة اوصاف‌ ایشان‌ و روابط خود را با آنان‌ تصویر می‌کند. در رسالة روح‌ القدس‌ از ۵۴ تن‌ از شیوخی‌ که‌ با ایشان‌ دیدار کرده‌ است‌، نام‌ می‌برد.

/عمیق ترین فیلمهای پس از انقلاب /

مجیدی از کار گردانان برجسته سینمای ایران است که همواره در آثارش در جستجوی معنویت بوده است .همانطور که پرویز نوری منتقد مشهور سینما درباره او گفته : مجیدی بهترین وعمیق ترین فیلمهای پس از انقلاب را ساخته است .

/فقدان معنویت در جهان امروز به روایت مجیدی/


حالا که صحبت از معنویت شد باید اشاره کرد در سالهای اوائل دهه هشتاد مجیدی در همایشی با عنوان "سینما ومعنویت "در یونان شرکت کرده بود ودراین همایش اظهارات قابل توجهی داشت که همچنان خواندنی به نظر می رسد :این كارگردان سینمای ایران در آن زمان با انتقاد از جنگ، گرسنگی، تجاوز به حریم انسان‌ها، تقسیم‌بندی‌های ابلهانه جهان بر اساس قدرت، كشتار ده‌ها هزار زن و كودك در جهان، با عنوان پوشالی ” حقوق بشر و دموكراسی” گفته بود : این رنج‌ها و بحران‌ها نشان می‌دهد كه جهان امروز از فقدان معنویت و سیطره یك نظام ضد اخلاقی و ضد انسانی بر پهنه این كره خاكی رنج می‌برد.

/دوری انسان از معنویت /

كارگردان‌ آثاری چون ”رنگ خدا” و‌ ”باران” در ادامه‌ی متن سخنرانی خود با طرح این سوال‌ها كه بحران جهان امروز چیست و انسان امروز از چه رنج می‌برد، افزوده بود : زخم‌ها، دردها و رنج‌های جسمی در مقابل گناه و معصیت و دوری انسان از معنویت بی‌مقدار و ناچیز است.

/تراژدی خود ساخته انسان معاصر/

كارگردان فیلم رنگ خدا اعتقادداشت : فضای به وجود آمده در جهان ، موجی از استرس، پریشانی و ناامیدی است كه مرزی نمی‌شناسد و گردی از پریشانی را بر چهره‌ها نشانده است و انسان در این تراژدی خود ساخته به یك تقدیر پیش می‌رود.

/جامعه ای که در آن اندیشه سوزی باب شود/


وی بااشاره به فیلم فارنهایت 451 ( فرانسوا تروفو) گفته بود : اینكه تروفو از جامعه‌ای مدرن در آینده‌ای نامعلوم كه در آن كتاب‌سوزی و اندیشه‌سوزی باب می شود سخن می‌گوید نشان از این دارد كه این فرهنگ، تمدن، سنت، معنویت جوامع هستندكه در قربانگاه مدرنیت مسخ شده و تجدد جاهل، نابود می‌گردند.

/نمایشی سخیف /

مجیدی بااظهار تاسف از نمایشی چنین سخیف و نازیبا از دستاوردهای بشری گفته بود : تضاد و تقابل پیشرفت‌های جدید در علوم ، با ارزش‌های معنوی وانسانی، وهمی خود ساخته و ضد انسانی است.


/انتقاد از دولت مردان وسیاستمداران/


این كارگردان سینما در ادامه با انتقاد از نگاه ابزاری به ساحت قدسی هنر و سپردن افسار آن به دست دولتمردان و سیاست بازان گفته بود : بازتاب تمایلات سیاست‌بازان در آثار هنری باعث شده تا رواج خشونت، سكس، بی‌بند و باری وترویج خرافه ها، جوامع و روابط حاكم بر آن‌ها را مخدوش كرده و درصدد از بین بردن امن‌ترین كانون یعنی خانواده‌ها بشود. به اعتقاد مجید مجیدی : آنچه جهان معاصر را تهدید می‌كند سلاح های پیشرفته نیست بلكه بی‌توجهی به ارزش‌ها و منزلت انسانی است.


/دلتنگی های مجیدی /

مجیدی در بخش دیگری از صحبتهای خود بااشاره به فیلمسازانی چون فورد، فلینی، كوبریك، تروفو، هیچكاك، كوروساوا، اوزو، جیت رای و برگمان معتقد است: آنان با آثار ارزشمند خود، شاهدی بر این مدعا هستند. از نگاه فلینی، سنگریزه‌ها در جهان هستی از حرمتی خاص برخوردارند. كارگردان “رنگ خدا” تصریح کرده بود : روز به روز كه می‌گذرد بیشتر دلتنگ می‌شوم. گاهی شدیدا دلتنگ بزرگانی كه نام بردم می‌شوم. آثار آن‌ها هنوز طراوت خود را از دست نداده‌اند و از ماندگاری این آثار در توجه به مشتركات فطری انسان‌ها است.


/در حسرت روزهای پرطراوت /

مجیدی همواره اظهارنظرهای تاثیر گذار و تکان دهنده ای درباره مسائل جامعه ایران نیز داشته است .این اظهارات نیز درعین حال با واکنشهای خوبی نیز مواجه بوده است همانطور که پرویز نوری منتقد پیش کسوت سینما بااشاره به سخنان اخیر مجیدی در حضور رهبر انقلاب گفته بود :به نظرم مجیدی بهترین و زیبنده ترین سخنان را هم دراین دوران پر آشوب بیان کرده است ،وقتی می گوید :آن موقع ما در یک رویای بسیار زیبا به سر می بردیم که پر از طراوت و زیبایی بود....چه بلایی بر سر ما آمده ؟چه شده ؟ما امروز کجاایستاده ایم ؟می توان احساس هایش را به خوبی از آن دوران به گونه ای سرشار از رنگ ورویا بوددریابیم .رویاهایی که از چشمان تاریک وبسته شخصیت او در "بید مجنون "برفضا تنیده شده بود ووقتی چشم را باز کرد همه چیز وهمان رویاها را سراب و نابود شده می دید .

/پر از بغض وعشق ومعنویت/


به اعتقاد پرویزی نوری :مجیدی همیشه حرفهایش همانند فیلمهایش پر از بغض و عشق ومعنویت بوده ، پر بوده از رویاها وارزشها بی آنکه در حد شعار ونصیحت باشد .

/رویاهایی که به سراب نیانجامد؟/

این منتقد پیش کسوت سینمادر نامه ای که به مجیدی نوشته بود همچنین خطاب به او گفته بود :درست گفته ای امروز فضا را دروغ واتهام انباشته است و چه خوب خواسته ای که تصویرت از تلویزیون پخش نشود .برای چه باید تلویزیون که یک رسانه عمومی است نام تورا در لیست سیاه بگذارد؟به چه خاطر ؟به این خاطر که توحقیقت را گفته ای که از بی حرمتی ها سخن رانده ای ؟مجیدی عزیز آیا می توان امیدوار بود که فضای تاریکی به روشنایی گراید ؟که رویاها به سراب نیانجامد ؟ فقط این را می دانیم که سرانجام نور برتیرگی فایق خواهد آمد و بدان که نام مجید مجیدی برای همیشه به مثابه فیلمسازی متعهد وحقیقت جو در تاریخ سینمای ما به جا خواهد ماند.

/روزهای افسردگی مردم ما/


مجیدی فیلمساز جهانی سینمای ایران این روزها افسرده است همانگونه که خود در سخنان اخیر خود گفته بود : طعم روزهای زیبای دوران دفاع مقدس، همه‌ی ما را دلتنگ می‌كند. حالِ آن روزها ما را - خود من را- دچار یك افسردگی می‌كند كه بر ما چه گذشته؟ امروز بر ما چه می‌گذرد؟ دورانی كه پر از شور و شعف و مردانگی بود. دورانی كه كسی زور نمی‌زد، تلاش نمی‌كرد كه در صف اول باشد، همه برای صف آخر بودن تلاش می‌كردند. كسی تلاش كه نامش در تیتر اول بماند همه تلاش می‌كردند كه در تیترهای آخر بمانند.

/ما به کجا میرویم؟ /

در واقع باید عنوان کرد روز های سپری شده متعلق به سالیان قبل چه قدر برای مجیدی همراه با حسرت است آنجا که خطاب به رهبر انقلاب می گوید :آن موقع ما در یك رویای بسیار زیبایی به‌سر می‌بردیم كه پر از زیبایی بود، پر از طراوت بود، كسی، كسی را متهم نمی‌كرد، كسی به كسی تهمت نمی‌زد، كسی تلاش نمی‌كرد كه بیاید نفر اول بایستد. همدیگر را متهم نمی‌كردیم. چه بلایی به سر ما آمده، چه شده، ما امروز كجا ایستادیم؟ چرا این جور است؟ آقا ما همه دلتنگیم، آقا همه دلمان به تنگ آمده. آقا من حالم خوب نیست آقا. ما كجا می‌رویم؟ چرا به همچنین روزی افتادیم. چه كار می‌كنیم، همه‌چیز را داریم قطعه قطعه می‌كنیم، داریم تكه‌تكه می‌كنیم. پس آن رشادت‌ها و ازخودگذشتگی‌ها و آن ایثار‌ها كجا رفته؟ كجا رفته كه ما هروقت پیروز میدان هستیم، سرمان را پایین بیاوریم و بگوییم ما پیروز نیستیم. مثل درختی كه بار بیشتری دارد، سرش را پایین‌تر می‌آورد. غرور ما را گرفته. فكر می‌كنیم از خودمان چیزی داریم. از خودمان چیزی نداریم. ما هرچه داریم متعلق به همین شهداست كه ما الآن این‌جا ایستادیم.



/برای چه به اینجا رسیدیم ؟/

اما چه شد که به اینجا رسیدیم .مجیدی نیز این سوال را در همان سخنان معروف چندی قبل خود اینگونه پرسیده بود :ما برای چه به این‌جا رسیدیم؟ برای این‌كه تهی شدیم، خالی شدیم. برای این‌كه از معنویت خالی شدیم. برای این‌كه از آن ریشه‌های خودمان جدا شدیم. چه آن ریشه‌هایی كه متعلق به ساحت مقدس ائمه‌ی اطهار است كه به هرحال ما معتقدیم كه این كشور متعلق به آقا امام زمان است. روز به روز از آن ارزش‌ها و از آن معنویت متأسفانه فاصله‌هایی را گرفتیم و همه‌چیز در حد شعار و سطح آمده. اما ما در آن دوران رؤیایی از این مسائل نداشتیم. همه‌چیز عیان بود و همه‌چیز، آن خلوص و معنویت را داشت.


/سینما وبحرانهای جامعه ایران /


دغدغه های مجیدی نسبت به اجتماع تنها متعلق به این سالها نبوده است . او سالها قبل ، با اظهار نگرانی نسبت به وضعیت جامعه‌، به مسوولان كشور و نمایندگان مردم در مجلس شور پیشنهاد جالبی داده بود كه با تماشای فیلم‌های جوانان در جشنواره‌های مختلف ، با بحران‌های اجتماعی امروز ایران، از نزدیك آشنا شوند.

این كارگردان سینمای ایران ،در اظهاراتی که همچنان تازه وخواندنی به نظر می رسد گفته بود : بحران‌های اجتماعی زمانه‌ی ما كه در فیلم‌ها به خوبی منعكس می‌شوند تنها مختص به یك جامعه كوچك شهری نیستند و در حقیقت نگاه كل فیلمسازان در سراسر كشور به جامعه ایران است.

/رنجها وتلخکامیها/

مجیدی با طرح این پرسش كه چرا در این فیلم‌ها هیچ نشانی از امید نیست عنوان کرده بود : در فیلم‌های فیلمسازان جوان ، تنها از رنج ها ، تلخكامی‌ها و ناامیدی ها صحبت شده است به خاطر این كه این فیلم‌ها بازتاب عینی شرایط جامعه امروز ماهستند.


/استعاره ای از سقوط اخلاقی /

زمانی هالیوود ریپورتر به قلم دبورا یانگ منتقد امریکایی خوددرباره مجیدی و فیلم اخیرش آواز گنجشکها نوشته بود :مجید مجیدی سکان دار کهنه‌کار سینمای ایران، در آواز گنجشک‌ها به دامان دشت و دمن می‌زند و روایتی استعاره ای از سقوط اخلاقی و رستگاری را به تصویر می‌کشد.