تبلیغات
مقالات و گفتگو های فرهنگی - روزی که جلد اول دهخدا با فروش پهن اسب ها، منتشر شد
یکشنبه 11 بهمن 1388

روزی که جلد اول دهخدا با فروش پهن اسب ها، منتشر شد

   نوشته شده توسط: شهاب    

باستانی پاریزی، ابراهیم  - دوستان از من خواسته اند در فضایی مجازی که مرا مهمان آن کرده اند، خاطراتی از گذشته بنویسم و یاد روزگار رفته را زنده کنم. این سه خاطره در این مجال تقدیم می شود.

وقتی می‌خواستند لغت‌نامه دهخدا را به چاپ برسانند، متحیر بودند که بودجه را از کجا تأمین کنند، طرح ها و پیشنهادها مخارج کلی داشت و هیچ وزارتخانه‌ای قبول نمی‌کرد، مرحوم سرلشکر ریاضی (وزیر فرهنگ وقت) پیشنهاد عجیبی کرد.

او گفت: «پیشنهاد من این است که فضولات و «پهن»های زیر اسب‌های دانشکده افسری را بفروشند و از بهای آن لغت‌نامه دهخدا را چاپ کنند» و همین کار را هم کردند.


جلــد اول آن درآمد و کم‌کم محــلی در بودجه مملکت برایش گذاشته شد و همان است که امــروز یک دائرة المعارف عظیم فارسی با وجود نقایص بسیارش در دست داریم.کتابی که اگر اسب‌های دانشکده افسری از «قضای حاجت» خودداری می‌کردند، چاپ آن به تعویق می‌افتاد!

عربی حرف زدن عجم

زبان مکالمه عربی با زبان نوشتن آن تفاوت زیاد دارد، به همین جهت است امثال ما که زبان عربی را مثلاً در «یونیورسیته پاریز!» یاد گرفته‌ایم وقتی به یک عرب می‌رسیم کُمَیتمان لنگ می‌شود، هرچه عربی قلمبه بلغور کنیم آنها نمی‌فهمند، زیرا کلمات در مکالمه عربی بالکل با نوشته آن، یعنی «عربیة الفصحاء» فرق دارد.

می‌گویند یک وقت چند طلبه عرب به مدرسه ابراهیم‌خان کرمان آمده بودند و طلاب مدرسه می‌خواستند بااین عرب‌ها عربی حرف بزنند. یک طلبه کرمانی خواسته بود به عربی بگوید: «آن اتاق من است»... گفته بود: «هذه‌الحجرة ‌العقبیة تتعلق بی».

البته به ظاهر غلط نگفته بود، منتهی با اصطلاحات روز عرب وفق نمی‌داد. طلبه عربی گفته بود خواهش می‌کنم با ما فارسی حرف بزنید، زیرا فارسی را از عربیتان بهتر می‌فهمیم!

پول خرد

با «بچه‌ بال»ها (= اهل خانواده) گفتم ما درست عربی نمی‌دانیم و ممکن است در عراق از جهت حرف زدن دچار اشکال شویم.

ابتدا در همان گمرک عراق پیش خودم فکر کردم لااقل سؤال کنم که در عراق پول خرد را چه می‌گویند؟ حالا از خیابان که شارع باید باشد و از شهر که مدینه خوانند و امثال آن می‌گذریم.

از صرافی که کیسه قبایش لااقل یک من پول خرد داشت و پول معاوضه می‌کرد پرسیدم: در عراق به پول خرد چه می‌گویند؟ و گمانم این بود که مثلاً فلوس (جمع فلس) و امثال آن باشد.

فکر می‌کنید جواب چه بود؟ گفت: در عراق پول خرد را «خرده» می‌گویند! دیگر خیالم راحت شد، مخصوصاً که بعد از آن به نخستین شهر مهمی که رسیدیم، دیدیم نام آن «شهربان» است! معلوم شد آنها از ما فارس‌ترند.