تبلیغات
مقالات و گفتگو های فرهنگی - «به رنگ ارغوان» زیر تیغ قلم وبلاگ‌نویسان
پنجشنبه 20 اسفند 1388

«به رنگ ارغوان» زیر تیغ قلم وبلاگ‌نویسان

   نوشته شده توسط: شهاب    

 ابراهیم حاتمی‌کیا که نام خود را به عنوان یكی از سینماگران مطرح و جریان‌ساز سینمای دفاع مقدس به ثبت رسانده بلاخره و بعد از چندین سال توقیف توانست فیلم خود را روی پرده‌ی نقره‌ای بفرستد.  آخرین فیلم ابراهیم حاتمی کیا تاكنون با استقبال خوبی از سوی مخاطب روبه‌رو شده است. فیلمی که توانست تواما سیمرغ بهترین فیلم و کارگردانی را در جشنواره فیلم فجر از آن خود کند. ابراهیم حاتمی کیا در گفتگویی با فارس در مورد به رنگ ارغوان می‌گوید: « محدوده سال‌های 81 به بعد یادتونه چه اتفاقاتی افتاد. یادمه كه تلاطم‌های سیاسی خیلی رنگی‌تر شد. بحث‌هایی مطرح شد كه یه وقتی تابو بود. بازدم اون فضا می‌شه «به رنگ ارغوان». اما نقدهای وبلاگ نویسان نیز از این فیلم خواندنی است

 روی پرده‌ی نقره‌ای بفرستد.  آخرین فیلم ابراهیم حاتمی کیا تاكنون با استقبال خوبی از سوی مخاطب روبه‌رو شده است. فیلمی که توانست تواما سیمرغ بهترین فیلم و کارگردانی را در جشنواره فیلم فجر از آن خود کند. ابراهیم حاتمی کیا در گفتگویی با فارس در مورد به رنگ ارغوان می‌گوید: « محدوده سال‌های 81 به بعد یادتونه چه اتفاقاتی افتاد. یادمه كه تلاطم‌های سیاسی خیلی رنگی‌تر شد. بحث‌هایی مطرح شد كه یه وقتی تابو بود. بازدم اون فضا می‌شه «به رنگ ارغوان». اما نقدهای وبلاگ نویسان نیز از این فیلم خواندنی است.

***


"سید جواد میری" با انتشار نوشته‌ای ده قسمتی ضمن هشدار به خوانندگانش که "شما با یک تأسف نامه مواجهید، نه یک نقد سینمایی!"، این فیلم را صرفا یک فیلم هندی خالی از احساس دانسته: «یکی از دوستان وقتی متوجه شد دارم از صحن علنی سینما جواب پیامک هایش را می دهم، اظهار شگفتی و  ابراز کنایه کرد که: مگر دوباره ده نمکی فیلم ساخته؟!

فیلم که تمام شد جواب دادم: واقعاً کاش یک بار دیگر اخراجیها را دیده بودم اما به رنگ ارغوان را نه!
پیامکی پرسید: یعنی اینقدر بد بود؟!

نوشتم: اطلاعاتی ِ به این خنگی ندیده بودم. نیز فیلم-هندی به این بی احساسی! حتی اشکم هم در نیامد.»

سید جواد میری در ادامه ی مطلبش با یادآوری دیدار کارگردانان با مقام معظم رهبری و درخواست درجه از طرف حاتمی‌کیا می‌نویسد: «وقتی حاتمی کیا داشت جایزه اش را در اختتامیه جشنواره فجر می گرفت، با اعتماد به نفس کامل می گفت: «به ما اعتماد کنید. ما شاخک‌های حساسی داریم و چیزهایی را می‌بینیم که می‌تواند برای جامعه مفید باشد. اگر دیده نشویم، اگر تحقیر شویم، چیزی را می‌سازیم که آن تحقیر را نشان بدهیم. اگر به ما ارج بگذارید، مطمئن باشید که آن را به جامعه می‌دهید. ما چیزهایی را می‌بینیم و احساس می‌کنیم که اتفاق می‌افتد...به ما اعتماد كنید، مطمئن باشید اعتمادتان به جامعه تزریق می‌شود.»

او همان کارگردانی است که در دیدار کارگردانان با رهبری درجه می خواست و ضمناً اعتراف می کرد «دیگر سوژه ای برای ساختن فیلم درباره دفاع مقدس پیدا نمی کنیم». در پاسخ به همین حرف ها بود که آقا گفت درجه هنرمند را خدا به او داده، و از سوژه های بکری مثل زندگی برونسی مثال زد. دوست دارم بدانم حاتمی کیا احساس می کرده در «به رنگ ارغوان» دارد کدام افق دوردست را می بیند یا کدام گره کور را شناسایی می کند؟»

***

"سجاد صفار هرندی" اما این فیلم را قوی‌تر از ساخته های پیشین کارگردانش می‌د‌‌‌اند: «دیدن فیلم های بی رمق و کم جانی مثل به نام پدر و دعوت، دیدن به رنگ ارغوان طعمی از همان فیلم های پر خون دهه 70 را زیر زبان آدم می آورد.

صفارهرندی ولی مشکل این فیلم را مشکلی مهم‌تر از "مخدوش کردن چهره سیستم امنیتی کشور"دانسته: «مشکل مضمون کلّی فیلم است. این مضمون که عشق و عواطف انسانی شأنی اجلّ از هر گونه آرمان، تعهد و ایدئولوژی دارد. این مضمون نه تنها در موقعیت و انتخاب نهایی مأمور امنیتی که علاوه بر آن در زندگی تباه شدۀ پدر ارغوان (که ظاهراً از سران منافقین است) منعکس می شود. پدر ارغوان در یکی از مهم ترین دیالوگ های فیلم به دخترش می گوید (نقل به مضمون) : «من و مادرت بالاخره فهمیدیم که هیچ چیز در این دنیا ارزش این را نداشت که ما تو را رها کنیم و به دنبال آن برویم.» و این گونه تمامی آرمان ها و عقیده ها یک کاسه می شود و همدلی کارگردان با مأمور امنیتی بر اولویت عشق بر تمام اینها فتوا می دهد. باید از برادر ابراهیم پرسید که اگر همه آن شقایق هایی که به تعبیر سید شهید شما بلبل نغمه خوان شان بودی، به ماجرای زندگی این گونه نگاه می کردند تقدیر جنگ ما چگونه رقم می خورد؟!»

***

نویسنده اصلاح‌طلب وبلاگ "تلخ مثل عسل" گرچه ترجیح داده تا نقد سینمایی در مورد این فیلم ننویسد اما با مقایسه‌ی حاتمی‌کیای دهه شصت و حاتمی‌کیای دهه هشتاد به نتیجه گیری مورد نظرش از این مقایسه می‌رسد: «توجه‌تان را جلب کنم به حاتمی کیای دهه شصت با فیلم وصل نیکان و حاتمی‌کیای دهه هشتاد و به رنگ ارغوان...آنجا از عشق، آن هم عشقی پاستوریزه، می‌شود گذشت بخاطر وظیفه و اینجا عشق حتی هو القادر را به هو الحبیب تبدیل می‌کند.

برای امیدواری نسل من به فردا همین بس که در ذهن آدم‌های ایدئولوژی‌زده نسل ۵٧، انگار کم‌کم عشق بر وظیفه و زندگی بر مرگ دارد چیره می‌شود و این پنجره‌ای برای ما می‌گشاید که کمترین چشم‌اندازش همدلی است. همدلی میان نسل ما که زندگی خواسته و نسل ۵٧ که شور شهادت را تبلیغ کرده... انگار به تدریج داریم زبان مشترک پیدا می‌کنیم و این زبان مشترک به وقتش کار‌ها می‌کند، باشید و ببینید.»

***

"درخت گلابی" وبلاگ دیگری است که به نقد این فیلم می‌پردازد. این وبلاگ نویس معتقد است برگزیده شدن فیلم ابراهیم حاتمی‌کیا در جشنواره‌ی امسال نه تنها جای تعجب نداشت بلکه قابل پیش‌بینی هم بود:«فیلم به رنگ ارغوان، ساخته ابراهیم حاتمی کیا، برنده امسال جشنواره فیلم فجر بود. این البته اصلا جای تعجب نداشت و شاید قابل پیش بینی هم بود. ابراهیم حاتمی‌کیا به همراه مجید مجیدی پای ثابت جایزه‌های جشنواره است.»

این وبلاگ نویس در ادامه با انتقاد شدید از این فیلم و پر لکنت دانستن آن می‌نویسد: «قصه فیلم اساسا تحمیلی است و برپایه منطق پیش نمی‌رود. انگار ابر و باد و مه و خورشید که باید اصولا درکار باشند، این دفعه همه دست به سینه نشسته‌اند کنار تا تراژدی‌ای که کارگردان در ذهن دارد اجرا شود. نه کسی وقتی که باید شک کند، شک می‌کند. نه برای اتفاقاتی که می افتند توجیه مناسب هست. اتفاقات می‌افتند چون کارگردان خواسته، نه به این دلیل که باید بیافتند. این سطحی و باورناپذیر بودن وقایع از سوی دیگر با اجرای پر تکلف و ظاهرا کوبنده کارگردان، همراه شده. اما بجای اینکه آنها را بپوشاند به نظرم بیشتر برجسته‌شان کرده است. انگار بخواهید یک عروسک پلاستیکی را یزک کنید و بجای آدمیزاد جا بزنید. خب نمی‌شود. اتفاقا برعکس توی ذوق بیننده می‌خورد.»

منبع: طلبه بلاگ